مهارت ارتباط موثر چیست و کدام موانع ارتباطی آن را مختل می کند؟

مهارت ارتباط موثر چیست و کدام موانع ارتباطی آن را مختل می کند؟

مهارت ارتباط موثر چیست؟

مهارت ارتباط موثر (Effective Communication) و موفق یک شبه حاصل نمی‌شود، زیرا هریک از ویژگی‌های شخصیتی که در ما نهادینه شده است ، می‌توانند امتیازی مثبت یا منفی در راستای برقراری ارتباط موثر با سایر افراد باشد. زمانی که دیگران در ارتباط با شما تجربه‌ای باز، صمیمی و مشترک داشته باشند و آن‌طور رفتار کنند که شما دوست دارید، در واقع ارتباط موثر برقرار کرده‌اید. 

هنگام برقراری ارتباط موثر با دیگران با مشکلاتی روبرو می‌شویم که دلیل اصلی آن را نمی‌دانیم و مانند آن است که یک تیغه نامرئی بین شما و دیگری فاصله انداخته است ولی شما آن را نمی‌بینید. مثلا گاهی شما فکر می‌کنید دارید به فردی کمک می‌کنید ولی او عصبانی می‌شود یا دیگران متوجه منظور شما نمی‌شوند و یا آن که دوست داشته نمی‌شوید در صورتی که کارهای خوبی انجام می‌دهید. 

همه‌ این اتفاقات به دلیل وجود موانع رفتاری رخ می‌دهد که ما انجام می‌دهیم ولی از وجود آن‌ها آگاهی نداریم. اگر بتوانیم این موانع رفتاری را حذف کنیم گام بزرگی را برای دستیابی به ارتباط موثر با دیگران برداشته‌ایم. در این نوشتار به 12 مانع اصلی مهارت ارتباط موثر و راه‌های برداشتن این موانع صحبت خواهیم کرد. در واقع در اینجا اشاره خواهیم کرد که مهارت برقراری ارتباط موثر با دیگران در وجود شناخت اشتباهاتی است که ما مکرر آنها را انجام می‌دهیم.

مهارت ارتباط موثر و 12 مانع آن

موانع مهارت ارتباط موثر (Communication Barriers) را  با انجام یک‌سری اصول می‌توان به فرصت و موقعیت مناسب تبدیل کرد و به رابطه‌ای شاد و موفق رسید. این 12 مانع را می‌توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد:

الف) قضاوت کردن (Judging): واقعیت ما، حقیقت ما نیست؛

       1- نقد کردن(Criticizing): آنچه در دیگران نقد میکنیم در واقع چیزی در وجود ماست که نیازمند نقد است.
      2- برچسب زدن(Labeling): مردم را در دستهبندیهای پیشفرض خود قرار دهیم
      3- روانشناسی کردن(Diagnosing): به‌طور سطحی و آماتور دیگران را روانشناسی کنیم
      4- مدح کردن(Praising): ستایش کردن که نتیجه خوبی نخواهد داشت.

ب) حل کردن (Solving): ارائه راه‌حل، ایجاد مشکل است؛

       5- کنترل کردن (Ordering): تلاش برای برقراری نظم موجب بینظمی میشود.
      6- تهدید کردن (Threatening): ایجاد رعب و وحشت در ارتباطات
      7- سوال کردن (Questioning): تخریب شخصیت 
      8- باید و نباید کردن (Moralizing): دوقطبی کردن رفتارها
      9- نصیحت کردن (Advising): وقتی چیزی که ارائه میدهید بیشتر از چیزی است که دریافت خواهید کرد

ج) اجتناب کردن (Avoiding): بیرون کشیدن قلب اجتماعی؛

       10- بیش از حد منطقی بودن (Reasoning): نادیده گرفتن احساسات و عواطف
      11- اطمینان بخشیدن (Reassuring): نادیده گرفتن صورت مسئله و تمرکز بر شخص 
      12- منحرف شدن توجه از شخص مقابل (Deflecting) به دیگران توجه نکردن

این موانع در مهارت ارتباط موثر موجب می‌شود که نیازهای روانشناختی ما و میل به زندگی‌ما تحت تاثیر قرار بگیرد مانند آزادی، عشق، شادی و تعلق.

در ادامه به توضیح هر یک از این موانع می‌پردازیم.

الف) قضاوت

قضاوت کردن دیگران موجب می‌شود تا آن‌ها بخواهند در پاسخ به قضاوت شما خودشان و احساسات و عواطف‌شان را حفظ کنند و مجددا  خود را احیا کند تا اهمیت خود را بازیابد، حتی اگر حق با شما باشد.

 

1- نقد کردن 

نقد کردن دیگران «تصویر-خود» شخص مقابل را تحت تاثیر قرار می‌دهد. «تصویر-خود» انسان‌ها در رابطه و براساس بازخورد دیگران شکل می‌گیرد. ما با نقد کردن دیگران تلاش می‌کنیم در آنها انگیزه‌ای برای تغییر ایجاد کنیم ولی غافل از آن که نقد کردن با احتمال بسیار کمی موجب تغییر در فرد مقابل خواهد شد. در بستر خانواده این اتفاق زیاد می‌افتد مثلا زن به چاقی شوهر انتقاد می‌کند تا در او انگیزه ایجاد کند که لاغر شود ولی تاثیری نخواهد داشت. نقد کردن اگر منجر به تغییر شود، تغییر موقتی خواهد بود و علت این تغییر ترس است که در نهایت منجر به فاصله گرفتن افراد از یکدیگر می‌شود. اصلاً در این دام فکری نیفتید که با نقد کردن دیگران می‌توانید به پیشرفت آن‌ها کمک کنید؛ این کار فقط برآمده از ضعف شما در مهارت ارتباط موثر است.

برای آن که بهتر بدانید که انتقاد چه بلایی بر سر طرف مقابل می‌آورد، به زمانی فکر کنید که خودتان مورد انتقاد قرار می‌گیرید، چه احساسی دارید؟ معمولا همه‌ ما این احساسات و رفتارها را تجربه می‌کنیم: خستگی ‌روانی، عصبانیت و خشم، پرخاشگری، مجادله کردن و یا مطیع بودن. نقد کردن دو عامل روانشناختی هیجانی را در فرد بیدار می‌کند: حس طرد شدن و محترم نبودن

چگونه بتوانیم از انتقاد کردن به دیگران جلوگیری کنیم؟

خود کنترلی راه کاهش انتقاد کردن از دیگران است. نقد کردن دیگران یکی از موانع اصلی مهارت ارتباط موثر است زیرا نیاز به توانایی خاصی ندارد و در عین حال ساده‌ترین راه ممکن برای حمله به دیگران است. به‌جای انتقاد کردن از «گوش دادن همدلانه» استفاده کنید. نداشتن «خود-کنترلی» موجب بروز رفتارهای زیر می‌شود:

o تایید گرفتن از دیگران
o از دست دادن اعتماد به نفس و عزت‌ نفس
o کنترل بر دیگران مانند نقد کردن و دستور دادن
o افزایش انتظارات به حدی که دیگر هیچ‌ چیز به قدر کافی خوب نخواهد بود
o استفاده از حربه‌ محدود کردن عاطفه نسبت به دیگری
o بروز رفتارهای تکانه‌ای مانند خشم، آزار و اذیت و اعتیاد رفتاری
o ضعف در ارتباط گرفتن، تنفر، پشیمانی، طلاق و...

دلیل نداشتن خود-کنترلی بلد نبودن آن نیست، بلکه طلب کردن خرسندی لحظه‌ای و عدم مسئولیت شخصی است. ما در دنیای امروز یاد گرفته‌ایم که سریع نیاز خود را برطرف کنیم و لذت زیاد ببریم. مثال واضح آن استفاده از غذاهای ناسالم و فست‌وفود و یا غذای فریزری برای سیر شدن است و در عوض فکر می‌کنیم زمان را برای فعالیت‌های مهم‌تری ذخیره کرده‌ایم. ولی این تمایل برای رسیدن به خرسندی لحظه‌ای آینده‌ ما را خراب می‌کند زیرا دید بلندمدت ما را تخریب کرده و ما را به لذت‌های آنی وابسته می‌کند. عدم مسئولیت شخصی، زمانی که فرد نمی‌خواهد مسئولیت خود را در اتفاقات مختلف بر عهده بگیرد، شکست‌ها را فقط به طرف مقابل نسبت می‌دهد و در نتیجه نیازی به کنترل خود و تغییر خود احساس نمی‌کند.  

 

چگونه خود-کنترلی داشته باشیم؟

       1) شناخت مشکل: در چه چیزی باید خود-کنترلی داشته باشم؟ عدم پرخاشگری؟ نقد دیگران؟ افزایش توانایی گوش دادن؟
      2) نوشتن اهداف: اهداف خود را روی کاغذ بیاورید زیرا از پراکندگی ذهنی‌تان جلوگیری می‌کند.
      3) برنامه‌ریزی: رفتارهای جایگزین را بیابید و به کار ببرید.
      4) تصویرسازی احساسات: خود را در موقعیت‌هایی که در آن‌ها ضعف دارید تصور کنید.
      5) درست کردن و جایگزین کردن: افکار بد را با افکار خوب جایگزین کنید.

بهتر است اگر انتقاد کردید، عذرخواهی کنید تا باور کنید کار اشتباهی کرده‌اید. 

چگونه انتقاد کنیم که موجب رشد دیگران شود؟

  • قبل از آن که کسی را نقد کنید 4 سوال از خود بپرسید:

1) آیا من دلیل رفتار او را می‌دانم؟ به دلایل او برای بروز رفتارهایش گوش کنید.
2) آیا من کاری کرده‌ام که به او انگیزه‌ تغییر بدهم؟ قبل از انتقاد تلاش کنید شخص را به طور غیر مستقیم در معرض تغییر قرار دهید.
3) اگر انتقاد بکنم/ نکنم، چه اتفاقی برای من و شخص مقابل می‌افتد؟ تشخیص این که کجا انتقاد کنی و کجا انتقاد نکنیم از نشانه‌های مهم مهارت ارتباط موثر است.
4) چقدر برای تغییر زمان داریم؟ رفتارهای جایگزین انتقاد کردن معمولا زمان‌بر ولی موثرتر هستند.

با در نظر گرفتن پاسخ سوالات فوق تصمیم بگیرید که آیا باید انتقاد کنید یا خیر!

  • به طور غیر مستقیم انتقاد کنید: با زبان همان شخص و در راستای اهدافش با او صحبت کنید. به آن‌ها یک دلیل خوب برای تغییر بدهید. 
  • از خجالت دادن یا تهدید کردن خودداری کنید: هنگام انتقاد کردن طرف را خجالت‌زده نکنید زیرا تاثیر حرف‌های شما از بین می‌رود. در خلوت این کار را انجام دهید و با نادیده گرفتن افکار و احساسات شخص مقابل او را تحقیر نکنید. 
  • هیجانی نشوید: ممکن است چیزی در ذهن شما باشد و شما بخواهید بعد از مدت زمانی طولانی آن را بازگو کنید و به همین دلیل احساسات شما غلیان کند. تلاش کنید عصبانیت و ناراحتی را کنترل کنید.
  • گوش دهید: به حرف طرف مقابل گوش کنید، شما فکر می‌کنید که همه‌ چیز را می‌دانید ولی در واقع شما موقعیت را فقط از دید خودتان ارزیابی می‌کنید. قبل از انتقاد به او گوش کنید، با او همدلی کنید و سپس پیشنهاداتی ارائه دهید. 
  • روی یک موضوع تمرکز کنید: در یک وعده صحبت کردن تلاش نکنید تا تمام مسائل بشریت را حل کنید. روی یک مسئله با مثال و جزئیات تمرکز کنید. 
  • حرف سخت را ساده بیان کنید: از عباراتی مانند: من فکر می‌کنم، من احساس می‌کنم در ابتدای جملات خود استفاده کنید تا انتقاد شما کمتر سخت‌گیرانه به نظر برسد. از غلو کردن احساسات بپرهیزید. البته از این عبارات به قدرکفایت استفاده کنید تا اثرگذاری حرف شما کامل از بین نرود.
  • هر مشکلی نیازمند جنگ نیست: به ندرت از کسی انتقاد کنید.

2- برچسب زدن

ما براساس اداراکات و پیش‌فرض‌هایمان دیگران را قضاوت می‌کنیم و بر آن‌ها برچسب می‌زنیم. در واقع چیزی که به آن‌ها نسبت می‌دهیم، حقیقت ندارد بلکه برساختی از نیات، مفاهیم و ادراک خود ماست. برچسب زدن یکی از راه‌های مفهوم دادن به اشیا و دنیای اطراف است و این کار موجب ساده‌تر شدن درک جهان می‌شود. باید بدانیم که درک ما از جهان کافی نیست و احتمال بروز خطا بسیار بالاست به خصوص زمان ارتباط با افراد مختلف. پس ما برای تفسیر جهان از برچسب زدن استفاده می‌کنیم ولی در برخورد با دیگران باید تلاش کنیم که سرعت این برچسب زدن را کاهش دهیم و به شناخت عمیق برسیم. ما علاوه بر برچسب زدن به دیگران، به خود نیز برچسب می‌زنیم. حتی در برچسب زدن به خود نیز باید محتاط رفتار کنیم تا از رفتارهای خود تخریب‌گر پیشگیری کنیم.

وقتی به دیگران برچسب می‌زنیم آن‌ها رفتارهای تدافعی و پنهان از خود نشان می‌دهند: مانند غیبت کردن، زیرآب زدن، ابراز خشم و رنجش و به طور کلی کارهای مخفیانه‌ای که موجب ناراحتی شما خواهند شد. این موضوع نشانه ضعف جدی شما در مهارت ارتباط موثر است.

7  دلیل برای برچسب زدن وجود دارد:

       1) عادت: همیشه این کار را درباره‌ هرچیزی انجام داده‌ایم.
      2) پیش‌داوری: براساس تجربیات گذشته، بر دیگران برچسب می‌زنیم. 
      3) سادگی: ساده کردن دنیای اطراف
      4) شوخی: به قصد شوخی با کسی به او برچسب بزنید.
      5) خشم: از کسی عصبانی هستید به او برچسب می‌زنید.
      6) «مفهوم-خود» ضعیف: با برچسب زدن به دیگران کمبودهای خود را پنهان می‌کنید.
      7) اثبات اجتماعی: چون دیگران برچسب می‌زنند شما هم می‌توانید این کار را انجام دهید. 

چگونه از برچسب زدن جلوگیری کنیم؟

به دو نکته باید توجه کنید: انسان‌ها در موقعیت‌های مختلف، شخصیت‌های مختلفی از خود بروز می‌دهند تا بتوانند با محیط سازگار شوند ولی هر فردی یک شخصیتی در سایه دارد که دوست دارد دیگران این وجه شخصیتی او را بشناسند اما مدام این شخصیت سایه‌ای نادیده گرفته می‌شود

تلاش کنید این شخصیت سایه‌ای افراد را از تاریکی بیرون بکشید. از خودتان بپرسید که شخص دوست دارد با چه ویژگی‌هایی شناخته شود؟ چه کسی را تحسین می‌کند؟ دوست دارد با چه ویژگی‌هایی به یاد آورده شود؟ 

از طرفی نیز به دیگران اجازه بدهید تا شخصیت سایه‌ای شما را ببینند. 

3- روانشناسی کردن

توانایی در انسان‌ها وجود دارد به نام «نظریه ذهن» که این قابلیت را به ما می‌دهد بدون داشتن اطلاعات کافی بتوانیم نیات و باورهای دیگران را درک کنیم. این توانایی به ما کمک می‌کند تا بتوانیم حرف دیگران را بفهمیم و با آن‌ها ارتباط سطحی برقرار کنیم. ولی نکته اینجاست که این تشخیص‌ها سطحی است و از دقت کافی برخوردار نیست پس نمی‌توان آن را معیار قرار داد و بر آن تکیه کرد. 

در ارتباط با دیگران ما تلاش می‌کنیم دلیل رفتارهای آن‌ها را حدس بزنیم، باید بدانیم چیزی که ما می‌دانیم تمام واقعیت نیست و تمرکز صرف بر روی آن موجب می‌شود که در شنیدن دیگران و فهم حقیقت شکست بخوریم. 

چگونه باید روانشناسی کردن دیگران و علت‌یابی رفتارها را به کار بگیریم تا در نهایت به مهارت ارتباط موثر منجر شود؟

o به رفتار غیرکلامی افراد نیز توجه کنید. وقتی هم به گفتار و هم به زبان بدن طرف مقابل توجه می‌کنید بهتر می‌توانید منظور او را درک کنید و علاوه بر آنچه می‌شنوید بر آنچه می‌بینید نیز تکیه کنید. 
o برداشتی که از کلام و رفتار او داشته‌اید را محترمانه بیان کنید و نظر او را درباره‌ برداشتتان بپرسید زیرا هدف آن است او را بفهمید نه اینکه مدام او را تفسیر کنید. 
o ما در مکالمه همیشه از پیش‌فرض‌های خود درباره‌ آن‌ها استفاده می‌کنیم. لازم است که در طی مکالمه مدام از خود بپرسید که آیا فرضیات من درباره‌ این فرد درست است؟ یا من فرض می‌کنم که درست هستند؟ اگر این تست را انجام دهید ذهن خود را مدام از پیش‌فرض خارج می‌کنید و طرف مقابل را بهتر و دقیق‌تر می‌فهمید. این طبیعی است که پیش‌فرض‌هایی داشته باشید، مهم آن است که به آن پیش‌فرض‌ها وابسته نباشید. 
o در مکالمه ساکت و پاسخگو باشید. به آن‌ها گوش کنید تا دیدگاه او را بفهمید نه اینکه در ذهن خود مدام بگویید که این در آخر به حرف من گوش نخواهد داد و مکالمه بی‌فایده است.

4- مدح کردن

در مهارت ارتباط موثر همیشه قضاوت کردن به معنای منفی آن مد نظر نیست. گاهی ما از دیگران تعریف می‌کنیم و بعضی رفتارهای آن‌ها را مورد ستایش قرار می‌دهیم. همیشه در پشت قضاوت کردن دیگران، انگیزه‌ای وجود دارد. اگر مردی، زیبایی زنی را مدح می‌کند به دنبال دوست شدن با اوست و یا اگر مادری فرزندش را به خاطر نمره‌ خوب ریاضی تشویق می‌کند به دلیل آن است که می‌خواهد فرزندش دانشمند شود. گاهی نیز نیت مخفی مدح کردن کسی، تحت کنترل گرفتن آن شخص است. 

همه‌ انسان‌ها دوست دارند که ستایش شوند زیرا عزت نفس، امنیت عاطفی به بار می‌آورد. اما ضعف در مدح کردن اثر عکس خواهد گذاشت. اگر مدام کسی را مدح کنید فقط او را در دام وابستگی انداخته‌اید.

مدح کردن نیاز به تایید شدن را در افراد بیدار می‌کند و این نیاز موجب می‌شود که همیشه در سایه دیگرانی زندگی کنید که می‌خواهند شما را کنترل کنند. 

عزت ‌نفس سالم از غرور، لذت و باور به موفقیت ناشی می‌شود که دستیابی به هدف را میسر می‌کند ولی عزت ‌نفس ناسالم از تایید دیگران در خلال مدح شنیدن و دیگر اعتبارهای بیرونی به دست می‌آید. 

چگونه به درستی دیگران را مدح کنیم؟

      • مهم‌ترین نکته‌ای که باید در ذهن داشته باشید این است که هنگام تعریف کردن از کسی باید بر روی رفتار تمرکز کنید نه خود شخص. 
      • با تمرکز بر احساسات و هیجانات، دیگران را مدح کنید. ما آفریده‌ احساساتمان هستیم و به هرچیزی که بر آن تمرکز داشته باشد، بیشتر توجه خواهیم کرد.
     • هر زمانی که فکر کردید فرصت مناسبی است تا از دیگری تعریف کنید با عباراتی مانند: «آفرین، تبریک می‌گویم، عالی بود»، آن‌ها را تشویق کنید. هر روز این کار را انجام ندهید حتی اگر فرصت مناسبی ایجاد شده باشد زیرا تکرار مدح دیگران، آن‌ها را وابسته خواهد کرد. 
      • از صفات عالی برای تشویق کردن دیگران استفاده نکنید مانند «بهترین، زیباترین، باهوش‌ترین و ...»
      • یک رفتار مشخص را مورد تمجید قرار دهید. در این صورت ابهام کمتر است و مدح شما قابل باور و معتبر خواهد بود.
      • برای تمجید کردن دلیل داشته باشید و فرد را آگاه کنید که چرا رفتار او ارزش ستایش را داشته است. 
      • از خلاقیت خود در مهارت ارتباط موثر استفاده کنید تا بتوانید به طور غیر مستقیم از کسی تعریف کنید.
      • تمجید خود را به شخص سومی بگویید تا او پیام شما را به شخص موردنظر برساند. 
      • سعی کنید همیشه خوش‌خبر باشید و دیگران شما را با خوشی بشناسند.

ب) حل کردن

5- دستور دادن

شما می‌خواهید با دستور دادن به دیگری کنترل رابطه را در دست بگیرید ولی باید بدانید این کار موجب بروز «اثر عکس‌العمل» (Backlash Effect) خواهد شد که در آن طرف مقابل به طور ناگهانی رفتارهای پرخاشگرانه از خود بروز می‌دهد. با دستور دادن به کسی او را در چارچوبی خاص قرار می‌دهیم و در نتیجه آزادی او مورد تهدید قرار می‌گیرد و او تلاش می‌کند با پرخاشگری و نشان دادن عکس‌العمل، آزادی عمل خود را برگرداند. 

فرد کاریزماتیک که مهارت ارتباط موثر را بلد است، می‌داند که گرفتن حشره با عسل ممکن است نه با سرکه؛ پس تلاش می‌کند تا با نفوذ کلام خود دیگران را به انجام کاری هدایت کند نه با دستور دادن. 

زمانی که درخواستی از کسی دارید، لازم است که‌ قاطع باشید. قاطعیت به شما کمک می‌کند تا تواناتر به نظر برسید هرچند ممکن است موجب شود کمتر دوست داشته شوید. باید اثرات جانبی قاطعیت را بدانید تا بتوانید در این دوراهی تصمیم بگیرید. قاطعیت در وسط طیف پرخاشگری-انفعال قرار دارد. ممکن است هنگام برقراری ارتباط موثر، قاطعیت در وهله‌ اول ناخوشایند به نظر برسد ولی در بلندمدت برای نگه داشتن یک رابطه اهمیت دارد. لازم به ذکر است که در مواقعی که احساس خطر جدی می-کنید خشم خود را بروز دهید. 

آموزش تکنیک عدم نابودی (BFEQ)

این تکنیک 4 عنصر اصلی دارد: 

      1) رفتار (behavior)
     2) احساس (feeling)
     3) اثر (effect)
     4) سوال (question)

در مرحله اول باید درباره آنچه دیده و شنیده‌اید، بدون حالت قضاوت‌گرانه نظر بدهید. در مرحله‌ دوم احساس خود را نسبت به آن رفتار بیان کنید. در مرحله‌ سوم اثر آن را بر خودتان بگویید و در مرحله‌ آخر چیزی را که می‌خواهید از شخص مقابل بپرسید. کاری را که می‌خواهید انجام دهد را در قالب سوال بیان کنید. 

بعد از اینکه این مراحل را طی کردید سکوت کنید تا طرف خودش را پیدا کند و سعی کنید در ادامه این کارها را انجام دهید:

      - پرخاشگری را کم کنید.
     - به شخص مقابل حس آزادی بدهید.
     - هنگام پرسیدن سوال حالت دستوری در لحنتان نداشته باشید. 
     - بعد از گرفتن پاسخ اگر مطابق میل شما نبود جدل نکنید. نسبت به پاسخ باز باشید تا بتوانید راه‌های جایگزین را نیز بررسی کنید. 

6- تهدید کردن

اگر در ادامه‌ دستوری که می‌دهید، شخص مقابل را به چیزی تهدید کنید در واقع بار عاطفی زیاد و غیرضروری را وارد بازی کرده-اید که تمام افکار و احساسات او را مشغول خود می‌کند و شما را از هدفتان که به کارگیری مهارت ارتباط موثر است، دور می‌کند. افراد وقتی در موقعیت تهدید قرار می‌گیرند با گفتن جمله‌ای مانند: «تو این کار را نمی‌کنی!» می‌خواهند مطمئن شوند که آیا این یک تهدید جدی یا توخالی است و هم‌چنین تلاش می‌کنند با این واکنش آزادی خود را دوباره بازیابند. 

اگر بخواهیم بدون تهدید بر دیگران تاثیر بگذاریم چه باید کرد؟

      o موقعیت: اگر موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشید دیگران با احتمال بیشتری از شما تبعیت خواهند کرد. بازیگران، برای تبلیغات مورد استفاده قرار می‌گیرند. تلاش کنید در بین آدم‌های اطرافتان موقعیت خوبی کسب کنید. 
      o درک کردن: به دیگران گوش کنید، آن‌ها را بفهمید و ذهنیت خود را متناسب با افکار آن‌ها تغییر دهید و با همان رویکرد سعی کنید بر آن‌ها تاثیر بگذارید.
      o یک پایه‌ محکم بسازید: باید دقیق بدانید که چه می‌خواهید و برای آنچه می‌گویید مدرک و شواهد داشته باشید. منفعت طرف مقابل را نیز در نظر بگیرید.
      o مقاومت را با شباهت‌ها بشکنید: بر شباهت‌هایتان تاکید کنید در این صورت بهتر می‌توانید با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید.
      o ارتباط موثر: اصول مهارت ارتباط موثر را که در این نوشته به آن پرداخته‌ایم را به کار بگیرید. 

چگونه شنونده‌ی فعال باشیم؟

      A. تشویق حداقلی بکنید: از عباراتی مانند آهان، می‌فهمم، می‌دانم، اوه و... استفاده کنید.
     B. تکرار و تفسیر کنید: چیزی را که شنیده‌اید با عبارات و کلمات خود دوباره بازگو کنید.
     C. بر احساسات شخص برچسب بزنید: احساسات او را درک کنید و آن‌ها را نام ببرید و با حالت سوالی دوباره تکرار کنید.
     D. سوالاتی با پایان باز بپرسید و توضیح بیشتر بخواهید. 
     E. وقفه‌های معنادار بدهید. کمی بین حرف‌ها سکوت کنید تا بتوانید حرف را هضم کنید و احساسات را کنترل کنید. 
     F. به جای جملات مطلق، نظر خود را بگویید: جای آنکه بگویید «این اصلاً خوب نیست» بگویید «من اصلاً این کار را دوست ندارم».

7- سوال کردن

در مهارت ارتباط موثر، توانایی سوال پرسیدن بسیار اهمیت دارد چون گاهی با سوال پرسیدن و عمیق شدن در یک‌سری مسائل رابطه خود را در خطر می‌اندازیم. اگر سوال را در زمان نامناسبی بپرسیم یک حفره‌ بزرگ در رابطه‌ خود ایجاد کرده‌ایم. سوال باید در زمان مناسب و دارای محتوای غیرحساس و غیرکنترلی باشد. گاهی سوال پرسیدن شبیه بازجویی می‌شود که این بسیار تخریب‌گر است. 

در یک ارتباط سالم و موثر، انسجام کلام باید حفظ شود تا به پاسخ مطلوب برسید، باید هماهنگ با احساسات طرف صحبت کنید و پشت سرهم سوال نپرسید که به شخص مجال فهمیده شدن ندهید. در یک دیالوگ خوب مانند بازی تنیس، فرد فرصت دارد تا حرف خود را بزند. سه‌گانه‌ یک دیالوگ خوب این است: 

      1) سوالات بسته: برای آن که به صحبت خود چارچوب بدهید.
     2) سوالات باز: برای آن که اشخاص خود را به طور کامل بیان کنند.
     3) گزاره‌ها: هرکدام از سوالات باز و بسته، مزایا و معایب خاص خودشان را دارند که لازم است ما جمع‌بندی لازم را برای آن انجام دهیم تا انسجام کلام را حفظ کنیم. 

وقتی گزاره‌ها را بیان می‌کنید در حقیقت نظرات خودتان و طرف مقابل را دوباره تکرار می‌کنید. 

در مسیر تمرین مهارت ارتباط موثر و برای آن که سوال خوب بپرسیم، باید کارهای زیر را انجام دهیم:

  • از قبل اطلاعات جمع‌آوری کنید تا سوالات زیاد نپرسید
  • نسبت به موضوع کنجکاوی مثبت نشان دهید
  • از زبان بدن استفاده کنید و خود را مشتاق پاسخ نشان دهید
  • سکوت کنید
  • قضاوت نکنید
  • توجه کامل داشته باشید: علاقه نشان دهید، درک کنید، بازخورد نشان دهید و...

از تکنیک «تغییر شکل»  استفاده کنید 

از پارادایم‌هایی که قبلا داشته‌اید فاصله بگیرید؛ الگوهای عادتی جدید برای خود تعریف کنید و از افکار قدیمی خود عبور کنید:

      o مثال نقض: برای خود مثال نقض بیاورید تا بتوانید دیدگاه خود را راجع به موضوعی تغییر دهید.
      o باورها و ارزش‌ها: درباره‌ ارزش‌های خود سوال بپرسید تا اگر نیازمند تغییر هستند آن‌ها را تغییر دهید.
      o بوم‌شناسی: گاهی افراد نتیجه رفتار و کلام خود را نمی‌دانند، فکر کردن به اثر و نتیجه یک رفتار کمک می‌کند تا بتوانید آن را تغییر دهید.
     o ضرورت: وقتی خودمان را مجبور به کاری می‌کنیم و یا فکر می‌کنیم تنها کاری است که از دست ما برمی‌آید خود را محدود می‌کنیم. باید به گونه‌ای با مسائل برخورد کنیم که پتانسیل اصلی ما مورد چالش قرار بگیرد.
      o نتیجه: نتیجه کار را پیش‌بینی کنید و اگر منفی بود برای تغییر دادن آن تلاش کنید.
      o نیت مثبت: نکات مثبت یک رخداد را نیز ببینید.
      o اختصاصی بودن: باورها همیشه کلی هستند. برای تغییر لازم است که با پرسیدن سوالات چه چیزی؟ چه کسی؟ چگونه؟ چه زمانی؟ چه جایی؟ در موضوع جزئی شوید و تغییرات لازم را اعمال کنید.

 

 

8- باید و نباید کردن

وقتی به رفتارهای دیگران برچسب خوب و بد می‌زنیم، فضا را دوقطبی کرده و رفتارها را ارزش‌گذاری مطلق می‌کنیم که در نتیجه آن افراد را از یکدیگر دور می‌شوند. اگر دو نفر اصول اخلاقی متفاوتی داشته باشند و یکی از آن‌ها بخواهد دیگری را وارد چارچوب اخلاقی خود کند، آتش اختلاف را روشن کرده است. مقاومت طرف مقابل زیاد می‌شود و یک مشکل کوچک، بزرگ و بزرگتر می‌شود. 

چگونه از دو قطبی کردن رفتار جلوگیری کنیم:

  • مهارت ارتباط موثر به ما می‌گوید که به احساسات و هیجانات افراد توجه کنید. هیجان‌های اجتماعی است که کار خوب و بد را در ذهن ما ایجاد می‌کند مانند احساس گناه، شرم، پشیمانی، خجالت و غرور.
  • از منطق فازی استفاده کنید. یعنی همه ‌چیز را سیاه و سفید نبینید. تفکر خاکستری داشته باشید. این به تصمیم‌گیری‌های روزانه ما کمک می‌کند تا نتایج را از صفر و صد خارج کنیم.
  • به جای عبارت مطلق و کلی درباره‌ یک چیز، نظر خود را بیان کنید. مثلا نگویید این چیز بسیار بد است. بگویید من فکر می‌کنم فلان چیز بد است.
    سعی کنید با زبان و ارزش‌های همان شخص او را قانع کنید تا تغییر کند. 
  • قبل از آن که حرفی بزنید، از حقایق و باورهای پشت یک رفتار بدون توجه به هویت فردی خودتان آگاه باشید. این آگاهی دریچه‌ای رو به تغییر است. 
  • برای آن که تغییر برای همیشه اتفاق بیفتد و موقت نباشد باید انگیزه‌های تغییر، درونی شوند که این موضوع با آگاهی دادن به شخص درباره‌ انگیزه‌ها و فواید تغییر حاصل می‌شود. 
  • منافع شخصی طرف مقابل را لحاظ کنید.
  • افراد قوی انتخاب می‌کنند که چه تغییری کنند نه اینکه مجبور به انجام کاری باشند.

9- نصیحت کردن

وقتی کسی را نصیحت می‌کنید، تمام موانع در دسته‌ «حل کردن» را به یکباره انجام می‌دهید. با نصیحت کردن حس حقارت و پشیمانی از انجام هر کاری را به شخص مقابل تحمیل خواهید کرد. حتی اگر کسی از شما نصیحت بخواهد در واقع به دنبال حمایت شماست. کاری که شما در مسیر مهارت ارتباط موثر باید انجام بدهید این است که به او گوش دهید، احساسات و افکارشان را بازتاب دهید، واقعیت را به آن‌ها یادآوری کنید، نگرانی‌هایشان را درک کنید و در یک کلام او را خلاصه کنید. سعی کنید احساس خوبی به او بدهید زیرا انسان‌ها قضاوت‌ها و حرف‌های شما را فراموش می‌کنند ولی احساسی را که به آن‌ها داده‌اید را فراموش نخواهند کرد.

4 دلیل وجود دارد که ما انسان‌ها از نصیحت شنید بیزار هستیم:

      1) خاصیت کنترل‌کنندگی دارد.
      2) احساس حقارت می‌دهد. 
      3) راه‌حل آن طور که به نظر می‌رسد واضح نیست. 
      4) فکر می‌کنیم مردم از واقعیت غافل هستند.

مهارت ارتباط موثر با همسر

زنان و مردان در یک رابطه نیازها و انتظارات مختلفی دارند که باید به این تفاوت‌ها توجه کنند. اگر این تفاوت‌ها را مدنظر نگیرند مدام به سرزنش و نصیحت یکدگیر می‌پردازند که این کیفیت رابطه را کم می‌کند.

      • زنان ارتباط عاطفی را در خلال یک تعامل جذاب می‌خواهند. مردان بر روی هدف تمرکز می‌کنند. 
      • زنان طالب باهم‌بودن هستند ولی مردان استقلال‌طلبی بیشتری دارند.
      • در هنگام جدال، مردان بر منطق تمرکز می‌کنند و احساسات را نادیده می‌گیرند و زنان بر عواطف تاکید دارند.
      • زنان تلاش می‌کنند تا شخصیت مرد را پایین بیاورند، مردان تلاش می‌کنند تا زن را تحت کنترل خود قرار دهند.
      • زنان بیشتر تمایل دارند تا از ازدواج خود ابراز نارضایتی کنند.

فقط زمانی آرامش برقرار خواهد شد که هر دو طرف از تفاوت‌ها آگاه باشند و برای جلوگیری از این تعارض‌ها زنان باید تلاش کنند که بر مشکل تمرکز کنند نه بر خرد کردن شخصیت مرد و مردان نیز باید نیازهای زنان را بشناسند، درک کنند و تشخیص دهند. 

مهارت ارتباط موثر با کودکان  

ارتباط موثر با کودکان نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. والدین خود را موظف می‌دانند که فرزندانشان را نصیحت کنند. ولی باید بدانند که کنترل کردن فرزند نیز موجب می‌شود که آن‌ها احساس رضایت کمتری داشته باشند، خودشان کارهای خود را انجام ندهند، توانایی برخورد با مسائل را نداشته باشند و از طرف همسالانشان نیز پذیرفته نشوند. 

ج) اجتناب کردن

10- بیش از حد منطقی بودن

منطقی بودن، از بقیه‌ موانعی که درباره‌ آن صحبت شد مفهومی‌تر است. وقتی می‌گوییم بر منطق غلبه کنید یعنی احساسات را وارد رابطه‌تان کنید. اگر در همه مسائل بسیار منطقی باشید نمی‌توانید رابطه‌تان را پیش ببرید. 

استفاده از استدلال‌های منطقی، صرفاً استفاده از لفاظی‌هایی است که شامل حقایق و شواهد اثبات شده است تا نظرات شما را برجسته کند. همین باعث می‌شود طرف مقابل در لاک دفاعی فرو رود و در مقام حفاظت از خود بربیاید. 

ما انسان‌ها به نحوی غیرقابل پیش‌بینی، غیرمنطقی و احساساتی هستیم. بسیاری از ارتباطات ما به خاطر رضایت عاطفی ناشی از آن‌هاست نه آن که فواید زیادی برای ما داشته باشد. ممکن است که مسائل منطقی مانند استدلال کردن و یا دارایی‌های مالی برای ما جذاب باشد ولی ارتباط مبتنی بر آن بسیار ضعیف‌تر از ارتباط مبتنی بر احساسات خواهد بود. در مهارت ارتباط موثر منبع اصلی پیوند بین دو نفر عواطف آن‌هاست نه منطق آن‌ها. 

منطق بخش سطحی یک رابطه است و لایه‌های عمیق‌تر آن شامل نگرش‌ها، باورها، ادراکات و عواطف می‌شود. به جای تمرکز بر منطق بر احساسات تمرکز کنید. 

چگونه باید بر منطق غلبه کرد؟

باید هوش هیجانی خود را تقویت کنید. هوش هیجانی شامل 5 عنصر است:

      1) شناخت عواطف
      2) مدیریت عواطف خود
      3) انگیزه دادن
      4) تشخیص عواطف دیگران
      5) مدیریت روابط

برای آنکه بتوانید هوش هیجانی خود را تقویت کنید راهکارهای زیر را به کار ببرید:

      - به احساسات و عواطف فکر کنید
      - آن‌ها را بپذیرید
      - واکنش‌های بدنی نسبت به عواطف را بشناسید
      - در زمان حال زندگی کنید
      - خودآگاهی داشته باشید
      - بین تفکر و عواطف تفاوت قائل شوید
      - درباره ارتباط غیرکلامی بدانید
      - خونسردی خود را حفظ کنید


11- اطمینان بخشیدن

اطمینان واهی بخشیدن به دیگران یکی از موانع اصلی در مختل شدن مهارت ارتباط موثر است زیرا موجب می‌شود فرد بدون حل کردن مشکل از آن عبور کند و برای درست کردن موقعیت تلاشی نکند. این اطمینان بخشیدن کمکی به حل مسئله نمی‌کند، موجب حاصل شدن نتیجه‌ای نمی‌شود و فقط باعث دور شدن دو نفر از یکدیگر می‌شود. 

مثبت‌نگری منفی موجب اطمینان بخشیدن واهی می‌شود. یعنی شما می‌خواهید خوشحال باشید اما شرایط به گونه‌ای پیش نمی‌رود که شما احساس راحتی کنید. در این اینجاست که شما به خود اطمینان واهی می‌دهید.

یکی از سطوح قدرتمند مهارت ارتباط موثر این است که شما نسبت به خود، دیگران و موقعیت راحت باشید. این راحتی در دیگران حس بسیار خوب را بیدار می‌کند. به جای واکنش نشان دادن به یک مسئله به آن پاسخ دهید. یعنی از حس درونی خود استفاده کنید نه رفتارهای تکانه‌ای و خارج از کنترل. با دیگران همدلی کنید و عواطف آن‌ها را درک کنید. 

وقتی از دیگران حمایت می‌کنید در واقع در سختی و شادمانی او نیز شریک خواهید بود. عدم وجود رفتار حمایت‌گرانه موجب بروز موارد زیر در رفتار در فرد می‌شود: 

      1) ایجاد حالت تدافعی در فرد مثل تهدید کردن، رقابت کردن، اجتناب کردن و عصبانیت.
      2) زدن مهر تایید بر عدم شایستگی و کم ارزش بودن فرد و حس نادیده گرفته شدن.

برای آنکه بتوانید حمایت‌گر باشید:

      o باید مشکل- محور باشید تا فرد- محور.
      o به جزئیات توجه کنید نه کلیات.
      o احساس تعلق کنید نه عدم‌تعلق.
      o حد وسط را بگیرید نه دو سر یک طیف.
      o به دنبال پیوند باشید نه جدایی.
      o اعتبار بدهید نه آنکه بی‌اعتبار کنید.
      o قضاوت نکنید.

12- نادیده گرفتن دیگران

در مکالمه‌های روزانه، محرک‌های زیادی وجود دارد که توجه ما را از شخص مقابل منحرف می‌کند و اگر توجه فعال نداشته باشیم، از موضوع اصلی دور می‌شویم. این عدم توجه موجب احساس دوری طرفین یک رابطه می‌شود. 

انحراف توجه از اطمینان واهی ناشی می‌شود، اطمینان واهی از استدلال و منطق ناشی می‌شود و استدلال و منطق نیز از انحراف توجه ناشی می‌شود. این دور باطل اجتناب کردن است که باعث کاهش قدرت اقناع شما می‌شود. 

عدم آگاهی از خود، از دلایل اصلی انحراف توجه است. وقتی از خود آگاه باشید، می‌توانید درباره‌ دیگران کنجکاو باشید و تمرکز حواس خود را بر آن‌ها بگذارید. علاوه بر اینکه تلاش می‌کنید دیگران را بشناسید، خود را نیز به دیگران معرفی کنید چون افراد ترجیح می‌دهند با کسی ارتباط بگیرند که شناختی از او دارند. 

در مهارت ارتباط موثر، چگونه باید به دیگران توجه کنیم؟

هر روز از خودتان بپرسید که چه کاری خواهید کرد که بتوانید به دیگران بیشتر توجه کنید.

یکی از تکنیک‌های موثر، داستان‌سرایی است زیرا موجب همدلی و یادگیری می‌شود. خیلی اوقات افراد فکر می‌کنند که تجربه‌ آن‌ها منحصربه‌خودشان است و به همین دلیل نمی‌توانند با دیگران ارتباط بگیرند و در باره جزئیات صحبت کنند. اگر ما در قالب داستان‌سرایی از تجربیات خود بگوییم تا آن‌ها بتوانند خودشان را در ما ببینند مانند یک آینه، افکارشان منظم و هدف نهایی مشخص خواهد شد. از طریق داستان معانی، عمیق‌تر درک می‌شوند و شناخته‌ها به ناشناخته‌ها پیوند می‌خورند. در طی صحبت اگر فرد از موضوع منحرف شد او را به مسیر اصلی برگردانید و با بازگو کردن بعضی مطالب به نکته‌ اصلی اشاره کنید.

آنچه خواندید اصول مقابله با موانع مهارت ارتباط موثر است. ما فکر می‌کنیم با هر یک از موارد گفته شده داریم به دیگران کمک می‌کنیم در صورتی که با انجام دادن این کارها موجب فاصله گرفتن آنها می‌شویم. همه‌ ما در روابط‌مان اشتباه داشته‌ایم، مهم آن است که این اشتباهات را بشناسیم و درصدد برطرف کردن آن‌ها برآییم. 

شما چه تجربیاتی در زمینه موانع مهارت اترابط موثر داشته‌اید؟ تا به حال شده است کسی را نقد کنید؟ آیا نقد شما منجر به تغییر شده است؟ تهدید چطور؟ تا به حال به دیگران چه برچسب‌هایی زده‌اید؟ پیش‌داوری رایج شما در مورد بعضی افراد چیست؟ آیا دیگران شما را شخصیتی کاریزماتیک تعریف می‌کنند؟ چقدر به مقصر بودن خود در شکست خوردن رابطه واقف هستید؟ تجربیات مثبت و منفی خود را در روابط‌تان چه در خانواده، چه دوستان، چه محل کار و غیره را با سایر مخاطبان سلف آپ به اشتراک بگذارید.

منابع:

Matthew Barker - The Art Of Effective Communication_ Master Social Skills And Small Talk, Develop Charisma, Attract Friends, Captivate People And Be Irresistible - EFFORTLESSLY-CreateSpace Independent

    نظر شما
    لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی:
    نظرات کاربران